کیانا خدامیکیانا خدامی، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره

فرشته ای از آسمون

سه روز مونده تا پایان سال 91

سلام دختر گلم خوبی؟الهی دورت بگردم که امسال همش میگی مامان پس کی عید میشـــــــــــــــــــــــه؟؟؟؟؟؟؟ کیانای نازم امسال سال سومی هست که انشالا سر سفره ی هفت سین با من و بابایی هستی..... عزیزم تو کوچولوترین و دوست داشتنی ترین عضو خانواده ی ما هستی.وجودت مایه دلگرمی و آرامش ماست. البته امسال یه فرق کوچولو هم با دو سال گذشته داره یکی اینکه : اولا امسال به لطف خدا و از صدقه سر قدمای قشنگ تو خونه ی خودمونیم خونه ی خود خودمون......... دوما 29 ام میخوایم بریم مسافرت تا 5ام یا 6ام وامیدوارم که اولین تجربه ی سفر خارج از کشورمون بهتر تجربه ی عمرمون باشه............. مامانی سرش خیلی شلوغه کلی کار داره که هنوز انجام نداده وسایل سفرمون هم...
27 اسفند 1391

کیانا و بنیامین

جمعه مراسم ختم عمه ی مامانی اکرم بود خدا رحمتشون کنه و روح نازنینشون رو با ائمه محشور کنه..... خلاصه دختر نازم ما با خاله نرگس اینا رفتیم دهات برای مراسم سوم که شما کلی بهت خوش گذشت وبا بنیامین جون کلی بازی کردی.. اینم عکس کیانا خانم و آقا بنیامین کیانا داره به بنیامین در پوشیدن کفش کمک میکنه ماشالا گل دخترم ماشالا تاج سرم. و بازم(صحنه ی کفشارو دارین؟؟؟؟؟؟) میخواستم سوژه از دست نره...هههههههه راستی اون قرمزها هم دمپایی های کیاناست تازه براش خریدم خیلی دوستشون داره.........   ...
27 اسفند 1391

کیانا و ماهانی

سلام سلام صد تا سلام به عسل مامانی عمو علی اینا اسباب کشی کردند و به سلامتی رفتند خونه ی جدید. من و کیانا اون روزی که بابا داود رفته بود ماموریت کرمان یه سر رفتیم خونه ی عمو علی و چند تا عکس از کیانا و آقا ماهان گل گرفتیم. کیانا جونم اصرار داره که ماهان خوابش میاد ولی..... اینم یه عسک دو نفره  آخ آخ آخ مثل این که ماهان کوچولو دیگه عصبانی شده ماهان کوچولو چقدر قشنگ خوابیده   کلا کیانا بچه ها رو خیلی دوست داره........ الهی مامان قربون مهربونیهات بره عشقم.........   ...
27 اسفند 1391

یه تولد مختصر.....

سلام گل نازم خوبی؟؟؟ 10 اسفند تولد قشنگترین و مهربونترین دختر دنیا بود!!!!!!!!!!! میدونی کی؟نمیشناسیش؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خودشناسیت ضعیفه ها مامان جون!!!!!!!!!!! تولد خودت بود دیگه قند عســــــــــــــــــــــــــــلم........ کیانا جون پارسال بهت قول دادم یه تولد خوب برات بگیرم نه اینکه نتونستم ولی ترجیح دادم بریم یه مسافرت تا روحیه مون عوض بشه اینطوری بهتر نیست نبات قنـــــــــــــــــــــــدی من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینم چند تا عکس از تولد خودمونی ما.......... البته خاله رزیتا و خاله اعظم و عمو هادی و عمو سعید مثل همیشه بودن و به ما لطف داشتن........ رفتیم یه سفره خونه ی سنتی که خیلی هم خوش گذشت......... کیانا و ژستش در ورود به سفره خونه ...
27 اسفند 1391

ادامه عکس های آتلیه کیانا جونم........

کیانا جونم سلام هر چند کیفیتشون خوب نشد چون از روی عکس،عکس گرفتم ولی بازم واسه خودش نعمتیه..... دخترنازم عروسکشو بغل کرده اینم یه ژست خنده دار هههههههههه اینجا هم بازم سوار ابس قشنگت(به قول خودت)شدی...... الهی مامان دورت بگرده که این قدر قشنگ ژست گرفتی همین دیگه قربونت برم ......... فعلا میرم دوباره برمیگردم. دوستت دارم.     ...
27 اسفند 1391

سه تا عکس آتلیه ی کیانا

قول داده بودم که برات عکس آتلیه ات را بذارم فعلا 3 تا شوآماده کردم اینا رو  داشته باش تا بعد........ مثل یه تیکه ماه بودی .... قربونت برم الهی واینم یه ژست قشنگ از تو .......   وای که چقدر تو ماهــــــــــــــــــــــــــــــــی گل قشنگم..........   ...
9 اسفند 1391

فردا تولدته نازنینم..........

سلام یگانه دختر نازم  فردا تولد 3 سالگیته یعنی سه سالت تموم میشه و وارد 4 سال میشی. تــــــــــــــــــــــــــــــــولدت مبـــــــــــــــــــــــــــــــارک عشق دوست داشتنی من این چندمین تولد توست؟ و چندمین انبساط مجدد کائنات؟ این چندمین بارخلقت است؟ و چندمین انفجار سکوت؟ چندمین لبخند آفرینش؟ خورشید را چندمین بار است که میبینی؟ و پروانه ساعتها چندمین بار است که میچرخد؟ و ثانیه چندمین بار است که به احترام تو برمیخیزد؟ چندمین بار است که مجدداً نفس میکشی؟ چندمین دم!؟ چندمین آن!؟ آه که من چقدر خوشبختم! به خاطر داشتن موجود دوست داشتنی مثل تو!!!!!!!!!! امــــــــــــــــــــــــــــیدوارم صد ساله بشی &nb...
9 اسفند 1391
1